اکران فیلم های تکامل در دانشگاه دامغان
اکران سری اول با موضوع گوارش

اکران سری اول با موضوع گوارش

در بین موجواتی که روی خشکی زندگی میکنند، تعداد انگشتشماری میتوانند از خود نور بتابانند، اما وقتی به اعماق اقیانوسهای آزاد میرسیم، این ویژگی دیگر یک استثنا نیست. شاید برایتان جالب باشد بدانید در بین موجودات ساکن اعماق تاریک اقیانوسها، 80 تا حتی 90 درصد به طور زیستی نور تولید میکنند و تابانند!
آنها رنگدانه لوسیفرین را با لوسیفریز ترکیب میکنند. لوسیفریز آنزیمی است که باعث درخشیدن رنگدانه میشود و در نتیجه جانور نورانی میشود. نور آنها بیشتر گرایش به رنگهای سبز و آبی دارد، طول موج هایی از نور مریی که در آبهای تاریک دریا تا فاصله دوری دیده میشوند. درخشیدن به این جانوران کمک میکند برای جفتگیری جلب توجه کنند، شکار خود را مجذوب کنند و یا برعکس شکارچیان خود را بترسانند و فراری بدهند.
اما اغلب این موجودات در عمق هزاران متری آبهای اقیانوس زندگی میکنند و دانشمندان به سختی میتوانند آنها را پیدا کنند...
این حیوان ممكن است تنها موجودی باشد كه عمر جاودان دارد. از آنجایی كه این عروس دریایی قادر است پس از آخرین مرحلهی بزرگسالی، دوباره تغییر شكل داده و به نخستین مرحلهی زندگی خود بازگردد، ممكن است هیچ پایان طبیعی برای طول عمر این حیوان وجود نداشته باشد.
دانشمندان میگویند hydrozoan jellyfish تنها حیوانی است كه می تواند بارها و بارها در زمان به عقب برگردد و دوباره حالت بواسیر لحمی خود را (مرحله اول از زندگی) پیدا كند. آنها میخواهند بفهمند چهطور این حیوان میتواند جریان سالخوردگی خود را به حالت معكوس درآورد. از آنجایی كه این حیوان هیچوقت نمیمیرد، تعداد آنها در اقیانوسها روز به روز در حال افزایش است.
در عمق 2.8 کیلومتری اقیانوس، موجود بندبند تازهای کشف شده که در هیچ یک از دسته بندیهای موجود برای جانوران جای نمیگیرد. این موجود تازه با همه موجوداتی که دیدهاید یا توصیفشان را شنیدهاید فرق دارد.
اعماق تیره و تاریک اقیانوس یکی از مرموزترین مکانهای زمین است. شرایط اعماق اقیانوس شرایط ویژهای است که هر موجود زندهای نمیتواند در آن دوام بیاورد. شاید به همین دلیل کشف یک موجود زنده تازه که محققین آن را روحمانند توصیف کردهاند، علاوه بر جذابیتهای کشف یک گونه تازه از موجودات زنده، جذابیت اکتشافی جدید در دنیایی تیره و تار و مرموز را هم به همراه دارد.ادامه مطلب.....
زندگي كن
ويلان پتي اف، کارمند دبيرخانهي اداره بود. از مال دنيا، جز حقوق اندک کارمندي هيچ عايدي ديگري نداشت. ويلان، اول ماه که حقوق ميگرفت و جيبش پر ميشد، شروع ميکرد به حرف زدن ...
روز اول ماه و هنگاميکه که از بانک به اداره برميگشت، بهراحتي ميشد برآمدگي جيب سمت چپش را تشخيص داد که تمام حقوقش را در آن چپانده بود.
ويلان از روزي که حقوق ميگرفت تا روز پانزدهم ماه که پولش ته ميکشيد، نيمي از ماه سيگار برگ ميکشيد، نيمـي از مـاه مست بود و سرخوش...
من (دوست و همکار)يازده سال با ويلان همکار بودم. بعدها شنيدم، او سي سال آزگار به همين نحو گذران روزگار کرده است. روز آخر کـه من از اداره منتقل ميشدم، ويلان روي سکوي جلوي دبيرخانه نشسته بود و سيگار برگ ميکشيد. به سراغش رفتم تا از او خداحافظي کنم.
کنارش نشستم و بعد از کلي حرف مفت زدن، عاقبت پرسيدم که چرا سعي نمي کند زندگياش را سر و سامان بدهد تا از اين وضع نجات پيدا کند؟
هيچ وقت يادم نميرود. همين که سوال را پرسيدم، به سمت من برگشت و با چهرهاي متعجب، آن هم تعجبي طبيعي و اصيل پرسيد: کدام وضع؟
بهت زده شدم. همينطور که به او زل زده بودم، بدون اينکه حرکتي کنم، ادامه دادم:
همين زندگي نصف اشرافي، نصف گدايي!!!
ويلان با شنيدن اين جمله، همانطور که زل زده بود به من، ادامه داد:
تا حالا سيگار برگ اصل کشيدي؟
گفتم: نه !
گفت: تا حالا تاکسي دربست گرفتي؟
گفتم: نه !
گفت: تا حالا به يک کنسرت عالي رفتي؟
گفتم: نه !
گفت: تا حالا غذاي فرانسوي خوردي؟
گفتم نه
گفت: تا حالا همه پولتو براي عشقت هديه خريدي تا سورپرايزش كني؟
گفتم: نه !
گفت: اصلا عاشق بودي؟
گفتم: نه
گفت: تا حالا يه هفته مسکو موندي خوش بگذروني؟
گفتم: نه !
گفت: خاک بر سرت، تا حالا زندگي کردي؟
با درماندگي گفتم: آره، ...... نه، ..... نمي دونم !!!
ويلان همينطور نگاهم ميکرد. نگاهي تحقيرآميز و سنگين ....
حالا که خوب نگاهش ميکردم، مردي جذاب بود و سالم. به خودم که آمدم، ويلان جلويم ايستاده بود و تاکسي رسيده بود. ويلان سيگار برگي تعارفم کرد و بعد جملهاي را گفت. جملهاي را گفت که مسير زندگيام را به کلي عوض کرد.
ويلان پرسيد: ميدوني تا کي زندهاي؟
جواب دادم: نه !
ويلان گفت: پس سعي کن دست کم نصف ماه رو زندگي کني